جوانی
من جوانم نادانم جز عشق نمی بینم جز مهر نمی طلبم زر وسیم وجاه و مال را نمی جویم عشق را می جویم مهر را می جویم و دیگر هیچ ولی افسوس که خیلی زود درمیابم که عشق قصه ی کوتاهی بیش نیست تورا با سیم وزرت میخواهند تورا با جاه و مقامت میخواهند خیلی زود درمیابم که پایه ی همه ی صعود ها بر مادیات است بر رابطه است بر ثروت ومکنت است و گاهی هم بر پایمال کردن حق دیگریست و عاشق بازنده است
