چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
زندگی سراسر طنز است. همه ی پیشامدها در آن یک شوخ طبعی است شوخ طبعی که اگر به آن نیک بنگریم تمام زندگی را شاد خواهیم دید. اینطور نگریستن و زندگی را طنز دیدن یک ترفند است. چون تنها در این حالت است که میتوان از این کارابزار استفاده کرد برای یک ذهن ناپدید شده در زندگی بدور از هر عمل و تفکر. چرا که در زمان بی زمانی و بدور از خیال پردازی های ذهن و بدور از آری و خیرهای تفکر، ما آماده ی پذیرش هستی به شکلی که هست خواهیم بود
خانه اش ویران باد!
من اگر ما نشوم تنهایم
تو اگر ما نشوی خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد...؟

وسعت تنهائيم را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نكرد

![[arman+nameh.jpg]](http://1.bp.blogspot.com/_vgAIOAPnjSA/Sr59BnSOqaI/AAAAAAAAAAc/YlPqGtMfKAg/s1600/arman%2Bnameh.jpg)
