شهر رویاها
شکوه 
ای راحت جانهای بیقرار
مرا باخود ببر
ببر به شهر شيرين روياها
تا با تو پرواز کنم
در سبز آسمان زيباييها
بگذارتا دمی فراموش کنم
اندوه زمانه را
آزارهای بی بهانه را
تنهاییم را
مرا ببر به سرزمین خاطرات افتاب
خاطرات دور دور دور
خاطرات شیرین کودکی
خاطرات صفاو سادگی
خاطرات قصه های شیرین و شورانگیز مادر بزرگ
خاطرات کرسی گرم و نگاه گرم و گویایش
خاطرات سماور گرم و چای گرم و چایدان مادر بزرگ
وآینه و شعمدان نقره ای عروسیش
که میدرخشید همچون نور نقره فام خورشید
در طاقچه ی بیرنگ اطاقش
خاطرات خانه ی قدیمی هشت دری مادر بزرگ
با شیشه های رنگی
وحوض پراز ماهی
زرد و قرمز و قهوه ای
و سرداب و بادگیر
در حیاط زیبای تابستانی
ودست نوازشگر مادر بزرگ
که همراه بانسیم باد
گیسوان مرا نوازش میداد
![[arman+nameh.jpg]](http://1.bp.blogspot.com/_vgAIOAPnjSA/Sr59BnSOqaI/AAAAAAAAAAc/YlPqGtMfKAg/s1600/arman%2Bnameh.jpg)