به یاد بود مادرم 

شکوفه ها می شکفند با نگاهت ای مادر

من طعم گیلاس را از  لبانت حشیده ام

سرخی لبانت هنوز یاد اور شقایق هاست

من چکاوک  محبت تو

در دشت خوب مهربانیت

تو اغوشی گرم میشوی

برای تن سرما زده ام

شیرین ترین خواب ارمفانت

مادر آیا نامی زیبا تر از تو هست؟

شکوه ، لحظه ها را در غربتش

به تصویر چهر ه ات زیبا خواهد ساخت

می نویسد از تو بودن

از تو خواستن

که تمام لحظه هایش با تست

کودک میشود در اغوش نامت

و از پستان محبت، مهر مینوشد

شب با تنهاییش نویدی از بودنت در سحر است

تا طلوع کنی از مشرق بیداری

مونس ستاره ها خواهم شد