شادی ناگهانی
شادی ناگهانی
امروز صبح خورشید
روی رنج هایم نورهای شگفت انگیز شادی میپاشد
هدیه ای به اوازهای بهاری پرندگان
که خوشبختیشان را زمزمه میسازند
فرشته ی ناامیدی درقلبم فرو میریزد
دریایی از دردهای اشنا
ناگهان ناپدید میگردد
انهنگام که قهوه جوش
با بوی بخار جادوییش
مرا می خواند
رایانه در لحظه ی عبور
انبوهی از پیام های سری پرشور را می نمایاند
قلم من شعر میشود
ترانه ای پر شورو سرشار از لذت
اینده ای با شکوه را نوید میدهد
پاتریسیا گونو
ترجمه شکوه
+ نوشته شده در 2009/6/2 ساعت 2:51 توسط شکوه
|
این وبلاگ برای اشنایی هرچه بیشتر با شاعران ایرانی و اثار انها،